تبليغاتX
دست نوشته های ساده
دست نوشته های ساده
روزنامه نگاری با کاغذ کاهی و خودکار بیک آبی
شنبه 27 بهمن1386
آیت الله توسلی شهید شد
بهترین خبر ُ دادن خبر تولد است و بدترین خبر دادن خبر مرگ.با این حال خیلی غیر منتظره خبر را شنیدم.....در حال مصاحبه با مرعشی بودم ....دستهایم لرزید....دلم هم ...بغض در گلویم ماند....باید به مصاحبه ادامه می دادم...بیرون که از دفترش آمدم ...بی اختیار زدم زیر گریه....من آرزو داشتم که در محمل تفسیر قرآنش شرکت کنم...اما ....هربار کاری پیش آمد....دلم نمی خواهد که مرده پرستی کنم ....اما نمی توانم از آیت الله توسلی ننویسم....راستی خواندن توسلی به عنوان  شیخ از سوی احمدی نژاد از شایستگی او نمی کاهد....هرچند که توسلی نیازی به حمد و ثنای  او و امثال او ندارد.... در هرصورت او در راه اندیشه خود شهید شد و دفاع از یادگار امام(ره) از میان ما رفت....

+ نوشته شده در 16:57 توسط سمیه نصرتی.
سه شنبه 23 بهمن1386
به هیچ کس رحم نمی کنند
برخی از سایت های دسته چندم دولتی  در اقدامی هماهنگ  نوه امام را مورد حمله قرار دادند ...

اقدام این سایت ها پس از آن صورت گرفت که سید حسن خمینی حملات شدیدی به روند رد صلاحیت ها کرد و در سخنانی اظهارداشت: این تیغ تنها سر شما  را نتراشیده است....در چند روز گذشته سید حسن خمینی از وابستگی به اصولگرایان نیز تبری جسته و دیدار هایی با اصلاح طلبان داشته است....و مواضعی شفاف در حوزه سیاست اتخاذ کرده است.....این مواضع به نفع محافظه کاران نبود به همین دلیل آنها تصمیم به تخریب چهره وی گرفته اند....از گونه گل انداخته سید حسن نوشته اند تا اینکه وی ۴ ماشین داردو.....هرچند که بتول خانم همسر امام تصمیم به پاسخگویی دارد....

به هرحال به نظر می رسد که هرکه با محافظه کاران نیست و نمی خواهد مهره ای شود تا آنان ترقی کنند میتواند در دایره لپ سرخی ها قرار گیرد ....تازه سید حسن شانس آورده و سرنوشت پدر حاصلش نشده است.....

+ نوشته شده در 17:9 توسط سمیه نصرتی.
شنبه 20 بهمن1386
نیازی به قهرمان نیست

شنیدم که کاندیدای اصلاح طلبان در اعتراض به غیررقابتی و فرمایشی‌شدن انتخابات تصمیم به استعفای جمعی گرفته‌اند . این مساله مرا به یاد استعفای محسن میردامادی انداخت.ازجمع تحصن کنندگان آن روز آیت‌اله عبایی خراسانی و احمد بورقانی به دیدار حق شتافته‌اند. استعفای نمایندگان مجلس ششم نتوانست راه به جایی ببرد و از بر÷ایی یک انتخابات فرمایشی جلوگیری کند.چگونه اصلاح طلبان تمام امیدشان را به قهر با صندوق ها بسته اند .  مهدی کروبی رئیس مجلسی که این روزها بیش از همیشه از دوران ریاست خود برمجلس ششم تبری می‌جوید، آن روز پیکان حملات خود را  به سوی یک نفر یعنی رئیس‌شورای نگهبان نشانه می رفت . حال آن روزها گذشته است و این روزها محمدخاتمی، مهدی کروبی و هاشمی رفسنجانی به عنوان سردمداران  اصلاحات در روزنامه‌ها معرفی می‌شوند و چشمان همه به آنهاست که ببیند از جلسات مشترکشان چه بیرون می‌آید،

نه مهدی کروبی و نه محمدخاتمی هیچکدام شاخص‌های اصلاح‌‍طلبی را ندارند، خاتمی برگزاری انتخابات غیررقابتی و فرمایشی مجلس هفتم را در کارنامه دارد و کروبی هم با رویکردهایی که اخیرا از خود نشان داده است تکلیفش نزد فعالان سیاسی روشن است ، هاشمی نیز  که در دوم خرداد تبدیل به جنازه سیاسی شد و اعمالش مشخص بر همگان است......و به هیچ وجه اصلاح طلب نیست......

خلاصه از قصد از نوشتن این ستور این است که بگویم  اصلاح‌طلبی ایرانی باید اتکای خود را به چهره‌هایی که خیری در برجسته‌ساختن آنها نیست بردارد و هرکس اصلاحات را از خود شروع کند..... به قول برشت بدبخت ملتی که نیاز به قهرمان دارد.....

 

+ نوشته شده در 16:50 توسط سمیه نصرتی.
چهارشنبه 17 بهمن1386
سنگ تیپاخورده
تصور کن همیشه می نوشتی و خط می زدند...شکایت می کردی شماتت می کردند...اما این بار خودت می نویسی و خودت خط می زنی ....انگار به سانسور افکارت عادت کرده ای.....نمی دونم...هیچ وقت این قدر ناراحت نبودم و این قدر دلم نخواسته که گریه کنم ....به راستی حالم به اندازه اسم وبم تلخ ....نمی دونم ناراحتیم به انصراف اصلاح طلبان از انتخابات بر می گردد...یا از عاشق شدن و غذا نخوردن نزدیک ترین دوستم...یا اینکه از کار کردن در این روزنامه ....به هر حال هر چی که هست دلم بد جوره که گرفته....من وقتی ناراحت می شم ترجیح می دم سکوت کنم و شعر درمانی کنم....

 

منم من سنگ تیپاخورده رنجور .....

منم من دشنام پست آفرینش نغمه ناجور....

نه از رومم ..نه از زنگم ...

همان بیرنگ بیرنگم بیا در بگشای دلتنگم......

+ نوشته شده در 16:14 توسط سمیه نصرتی.
چهارشنبه 10 بهمن1386
غضنفر اصلاحات یا شیخ ....

بدنبال چندین سال مصاف نفس گير محافظه كارها با جنبش اصلاح طلبي در سه سطح دولت ، مطبوعات و پارلمان اينك ظاهراً سطوح اين مبارزه به داخل جریان اصلاحات سرايت كرده و اين امر از جهاتي مي تواند هشدار دهنده باشد !می توان از این جمله به سخنان آقای کروبی غضنفر اصلاحات اشاره کردکه به قول ظریفی وی به خودزنی را در جبهه شروع کرده است .

 غضنفر جان که در المپیک لرها حتما مقام کسب می کنید حتما به یاد ندارید که تحصن را جلوگیری از قربانی شدن عدالت جایگزین مصلحت دانسته بودید.... حال شنیده ایم که قشقرق کرده اید....حتما  فريـز شدن اصلاحيه قانــــون مطبوعات در مجلس پس از ارسال نامه آيت الله خامنه اي ، نقش زير پوستي هاشمي رفسنجاني در فرآيند تحولات سياسي ايران ... را فراموش کردید.....لازم است که حافظه تاريخي مردم ايران گوشزد به شما کننند که  به قول محسن آرمین مجلس ششم از افتخارات اصلاحات بوده و هست....واقعا  ۲ تا مثل تو را داشته باشیم در این شرایط نیاز به دشمن نداریم......

 

+ نوشته شده در 15:57 توسط سمیه نصرتی.
شنبه 6 بهمن1386
دلم گرفته است
حتما تاکنون شما هم  با مساله ای روبرو شده اید که نمی توایند به کسی حرفی بزنید و گاهی بر صورت خنج می کشید اما لام تا کام صدایتان در نمی آید.... الان من هم در همان وضعیت هستم ...فقط می تونم توی دلم گریه می کنم.....و به صورتم خنج بکشم ...همین و بس ....البته  موضوع ناراحتی من از آن دست از موضوعات نیست که ادم بتونه یه راهی پیدا کنه و گرنه من هم معتقدم بین سوختن و ساختن فاصله است.....فاصله ای میان آسمون و زمین .....

هدیه

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را به پوست کشیده شب می کشم

چراغهای رابطه تاریکند

چراغهای رابطه تاریکند

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد....

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است

 

+ نوشته شده در 15:36 توسط سمیه نصرتی.
چهارشنبه 3 بهمن1386
نمی دونم شاید ....
نمی دونم شاید روزی اسم وبم را عوض کنم...اما فعلا همین است...من راستش چندین بار ظریفان پرسیده اند که  "چرا وب نداری؟"اما می دانید راستش من چندین بار وب ساختم و در خلوت حرفهایم را نوشم ُ شاید شما مرا مسخره کنید من گاهی خودم برای خودم گریه می کنم....زیرا من یک خونه بدوشم که هر روز از این تحریریه به جای دیگر می روم...نمی دونم یا ما مستاجرهای خوبی نیستم یا اینکه آنها صابخونه های خوبی نیستند...یا اینکه من طرز کار کردنم با یک کارگر ساختمانی فرق می کند....به هرحال نمی دونم....فقط می دونم که طاقت کمی دارم و دیگر نمی توانم روزنامه نگار بمانم...بالاخره غرض در واقع مرض از نوشتن این مطلب این است که از این حالت پوچی در بیایم...آخر می دانید در زندگی زخمهایی است که انسان را مثل خوره می خوردو روح آن را می تراشد.....

+ نوشته شده در 15:29 توسط سمیه نصرتی.
>