هرچند که بحث حمله آمریکا به ایران بحث امروز و دیروز نیست اما این روزها این بحث از محافل سیاسی به محافل اجتماعی و حتی خانوادگی راه یافته و داغ تر از گذشته شده است .بحث حمله بعد از 11 سپتامبر بسیار جدی در لابی های سیاسی جهانی مطرح بود که خاتمی با درایت و تعلیق فعالیت های هسته ای و اعتماد سازی (با ارایه طرح گفت و گوی تمدن ها) و ارایه برخی تعهدات در موضوع هسته ای توانست این بحث را در آن مقطع به تعویق اندازد اما با ظهور دولت نهم و در پیشگیری سیاست تهاجمی و ماجراجویی در سیاست خارجی دوباره بحث حمله امریکا به ایران مطرح شد.به طوریکه طرح مباحثی چون هولوکاست باعث شد که برای اولین بار در سازمان بین الملل(که به عنوان یکی از معتبرترین محافل حقوقی جهان است) در این باره رایی علیه ایران و به نفع اسراییل صادر شود.
در حاشیه قرار دادن غرب در گفت وگو ها ،در عین حال امتیاز دادن به کشورهای ریز سیاسی به مانند کشورهای آمریکای لاتین سبب شد که ایران نسبت به گذشته جایگاهش را در کشورهای دانه درشت از دست بدهد بدین ترتیب تنها کانال ارتباطی ایرانیان کشورهای تصمیم گیرنده دلالان سیاسی و واسطه ها شدند.در این بین روسیه و چین نیز تنها برای گرفتن امتیاز بیشتر سیاست دوگانه ای را در برابر ایران در پیش گرفتند.رویه شدن چنین سیاستی در سیاست خارجی ایران موجبات آن را فراهم اورد که 3 قطعنامه و یک بیانیه علیه فعالیت های هسته ای ایران صادر شود.روز شنبه نیز آمریکا برای اتمام حجت با ایران از ویلیام برنز خواست تا در نشست 5+1 حضور یابد.در این نشست نیز به ایران یک مهلت دو هفته ای داده شد که به بسته پیشنهادی غرب که حاوی تعلیق فعالیت های هسته ای بود پاسخ اری یا نه به صورت شفاف دهد . به نظر می رسد که در صورت نپذیرفتن این بسته امکان هر احتمالی وجود دارد.سخنان علی اکبر ولایتی با روزنامه جمهوری اسلامی صحه بر این ادعا می گذارد.به نظر می رسد تنها راه نجات ایران در مقطع کنونی این است که دولت نهم از تصمیم گیری در پرونده هسته ای کنار گذاشته شود.در غیر این صورت دولت نهم در دوراهی ارایه هرگونه امتیاز دهی به غرب - امریکا و حمله به ایران قرار خواهد گرفت.
پی نوشت:عده ای نیز بر این باورند که اگر مساله هسته ای نیز حل شود...بهانه غرب و امریکا حقوق بشر است که در ین باره نیز باید گفت بهتر است مسولان ذی ربط در قوه قضاییه یک بار برای همیشه این مساله را حل کنند...
نکته: از قرار دادن نظرات خلاف اخلاق اجتناب شود

بی اغراق خسرو شکیبایی یکی ازنوادر سینمای ایران است.تمام دوران راهنمایی و دبیرستانم با فیلم هامون با هنرمندی او پیوند خورده است.همون فیلمی که خسرو با صدای زیبایش در جنگلها خواند. راستش من عاشق تک گویی های شکیبایی هستم.تا سه سال پیش گاهی که بد دلم می گرفت ،کاست شعری را با صدای خسرو گوش می کردم وبه قولی با شعر درمانی مرهمی بر دل تنگم می گذاشتم .شاید برخی ها این نوشته را به پای مرده پرستی گذارند و بگویند که ما ایرانیان مرده پرستیم وتا زنده ایم همدیگر رو نادیده می گیریم .
هر چند که این اتهام تا حدودی بر ما رواست اما به هر حال مرگ هر کسی به نوعی گوش زد به زنده هاست، به نوعی خدا با مرگ به انسان یادآوری می کنه که تا زنده اید برای احدی بد نخواهید و در برابر هر مصیبت و اشتباه دیگران صبوری پیشه کنید...به هرحال خسرو شکیبایی از میان ما رفت اما به قول خودش "با مرگ محبت همیشه سبزیک انسان که در عمق وجودش ریشه دارد ، هیچ گاه از دلها پاک نمی شود."به نظر می رسد که او را با تمام خوبیها و بدیهایش می بایست به عنوان یکی از بهترین اسطوره های سینمای ایران پذیرفت.
به هرحال چه عده ای او را دوست داشته باشند و چه از او بدشان می آید ...خسرو شکیبایی یکی از ماندگارترین و زیباترین بازی ها را از خود به یادگار گذاشته است ....خدایش رحمت کناد....
امروز پیش یکی از نزدیکان احمدی نژاد بودم.او می گفت که قرار است او یک طرح فوق العاده اقتصادی را اجراکند .
آنچنان که یار احمدی نژاد می گفت:قرار است که به حساب هر ایرانی در آبان و آذرماه سال جاری 500 هزار تومان واریز شودیعنی جمعا یک میلیون تومان به هر ایرانی داده شود...به او گفتم که این عملکرد در استانه انتخابات چه مفهومی دارد؟ او گفت:بعد از این کار نقدی کردن یارانه سهل می شود و این کار ربطی به انتخابات ندارد.
شگفت زده شدم...به او گفتم:صد رحمت به سردسته لرها (کروبی)که حداقل پنجاه هزار تومان می خواست به صورت نقدی به مردم بدهد...این به نوعی کپی برداری از طرح کروبی است اما او در برابر چشمان بهت زده من از این طرح دفاع کرد و دست آخر من به او گفتم که حرف دل و زبانش یکی نیست و او تنها خندید.....
اما فارغ از بررسی ابعاد اقتصادی ,اجتماعی و سیاسی این طرح جای این سوال باقی است
چگونه می توان برخی انتظارات و توقعات را که این دولت در مردم به وجود آورده است را از بین برد...بدین معنی که الانه پدر خانواده برای رفع نیاز فرزندان کارهایی که می بایست انجام دهد را از دولت انتطار دارد. چگونه بعد از این دولت می توان فرهنگ گدا پروری و مفت خوری را تغییر داد.
دیروزبه توصیه دوستان و با رفقا به کوه رفتیم تا صفایی به روح خسته دهیم. اما در هنگام ورود به توچال دیدیم که از هر نفری 200 تومان ورودی دریافت می کنند و ماموران ارشاد به کنترل وضع ظاهری افراد می پردازند.
به قول ظریفی کاش به جای پولی که دریافت می کردند خدمات و سرویس دهی مناسبی هم مردم دریافت می کردند. در توچال حتی یک شیر اب هم برای کوهپیمانان پیدا نمی شود.حتی اتوبوسهای این مکان هم از افراد پول جداگانه ای دریافت می کنند.دیگر روی تفریح بدون پول و مجانی را باید خط کشید.
چند وقتیه خیلی زیادتر از گذشته به تغییر شغل فکر می کنم ... البته من بدنبال یک شغل بهتر نیستم چون روزنامه نگاری را بهترین شغل می دانم اما یکی از مهمترین دلایلی که مایلم شغلم رو عوض کنم امنیت شغلی است.البته یکی دیگر از دلایل تغییر شغلم هم شاید این سرخوردگی در کار روزنامه نگاری باشه ....راستش هرچی توی چند هفته پیش نوشتم در دقایق آخر از صفحه روزنامه حذف شد.. شاید حق با سردبیرمون باشه چاپ نشدن چند مطلب بهتر از بیکاریه...اما احساس می کنم که دیگه نمی تونم بنویسم ....شاید توی شعار آسونه اینکه طوری بنویسیم که چاپ شود اما عمل کردن به این قضیه سخت است.البته حوادث چند روز اخیر نیز مزید بر علت شده که دلم هوای یه شغل دیگه رو کنه ...به طور مثال وقتی روز یکشنبه به یکی از نمایندگان گفتم درباره مطلبی مصاحبه کن گفت:از قول من یه مطلب توپ بنویس...راستش خیلی از خودم بدم اومد که این کار را قبول کردم ...بعد با یه اس ام اس اون کار را جبران کردم ...می دونید دلم نمی خواهد که قلم فروشی کنم .........یکی دیگر از این موارد که بیشتر مرا به تغییر شغل واداشت سفرم به کرمان بود. این سفر مرا با این واقعیت بیشتر آشنا کرد که چگونه رسانه ها پلی هستند برای افزایش قدرت یک فرد یا گروه و روزنامه نگار و خبرنگار نردبان آن هستند.
امروز سوار تاکسی شدم .یکی از مسافرین به همراه راننده از حذف سوبسید ها گلایه می کردند.یکی از مسافرین هم دفاع از عملکرد دولت می کرد.او می گفت که دولت توان اجرایی کردن این طرح را دارد و می بایست یارانه به صورت هدفمند به دست محرومین جامعه برسد.راننده در جواب به او گفت:اگر تاکنون کارمندی که حقوق 200 هزار تومانی می گرفت ، توانسته زندگی خود را بگرداند به دلیل ارایه این سوبسیدها در اقلام و کالاهای اساسی است. مسافر مدافع دولت گفت:چی می گی (به تقلید از بیژن در سریال سه در چهار) و همه خندیدند...
وقتی از تاکسی پیاده شدم تا محل کارم به تقلید صدای این پیرمرد مدافع دولت فکر کردم .هر چند که در کتابی خوانده بودم که فیلم و فوتبال در شکل نمادین خود گویای نزاع و نبرد بر سر زندگی و قدرت است و این نبرد(فیلم) اگر برای مردم ملموس باشد در گونه های مختلفی در جامعه به تصویر می کشند . اما بازبرایم هم جای این سوال خالی ماند که چرا مردم مرجع الگوی عمل خود را یک روز در عکس پشت جلد فلان هنر پیشه یا فیگور فلان فوتبالیست جستجو می کنند... چرا یک روز تیکه کلام داوونه ،روز دیگر لقوه دست آقا خشایار و روز دیگر به کارگیری تکه کلام بیژن در جامعه مد می شود.به طوریکه حتی اس ام اس هایی در این موارد ساخته و رد و بدل می شود ....
در پی جعل تاریخی نام همیشه جاوید خلیج فارس ، تعدادی از ایرانیان طرح جمع آوری یک میلیون امضا را در اعتراض به تحریف نام خلیج فارس در گوگل عملیاتی کردند تا ضمن دفاع از هویت تاریخی ایران ، مسوولان گوگل را با واقعیت های موجود در افکار عمومی ایران آشنا کنند اما متاسفانه باوجود گذشت چند ماه از این فراخوان هنوز امضا ها به نصاب یک میلیون ، نرسیده است. در حال حاضر حدود 810 هزار نفر درخواست مربوطه را امضا کرده اند بنابراین همچنان به کمتر از دویست هزار امضا نیاز است.
لازم به توضیح است برای امضای این متن اعتراضی تنها به درج آدرس پست الکترونیکی و نام نیاز است و افراد در تعدد امضا محدودیتی ندارند .
بی گمان افزون بودن هر چه بیشتر امضاها ، فراتر از اثرگذاری در مجموعه گوگل ، می تواند پیام واضحی از میهن دوستی ایرانیان را به همه جهان به ویژه برخی همسایگان ناباب جنوبی برساند
برای رفتن به این سایت اینجاکنید.
تنها کافی است نام وایمیل خود را بنویسید،پر کردن قسمت سوم به دلخواه است و در این قسمت می توانید یک جمله اعتراضی بنویسید
چند روزی است که می خواهم مطلبی در وبلاگم بنویسم اما به دلایلی تردید در نوشتن آن داشتم اما وقتی امروز یکی از وزرای دولت اصلاحات به من گفت که حضور خاتمی در انتخابات صد در صدی است ،بالاخره تصمیم گرفتم که اعتقاد قلبی خودم را درباره حضور سید محمد خاتمی در انتخابات نوشتاری کنم تا بلکه با تضارب آرا و گفتمان اندیشه ام اصلاح یا بر اعتقاداتم مصمم تر شوم.
راستش با وجود سعی برخی از اصلاح طلبان در جمع آوری امضا برای ورود رییس جمهوری سابقمان در انتخابات، از ورود سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری واهمه دارم .
اولین ترس من از حضور خاتمی در انتخابات پیش رو، یکدست بودن نظارت و اجراست زیرا ممکن است که تجربه شورای شهر و مجلس هشتم تکرار شود.
دومین دلیل هم تخریب شخصیت حاج آقا به مانند هاشمی رفسنجانی است . از هم اکنون جناح رقیب سعی می کند در کوچه و بازار خاتمی را به عنوان منافق و رواج دهنده فساد معرفی می کند.
سومین دلیل این است که اصلاح طلبان به دلیل وجود کروبی نمی توانند اجماع کنند و آرا بین خاتمی و کروبی تقسیم می شود
چهارمین دلیلم این است که به قول ژنرال دوگل سیاستمداران دو نقطه اوج و فوج دارند که سیاستمدار موفق در نقطه اوج از سیاست خداحافظی می کند.
پنجمین دلیل این است که تاکنون هیچ یک از اصلاح طلبان رسما از خاتمی نخواسته اند که در انتخابات شرکت کند دلیل این امر ان است که بنا بر اطلاعات موثق علی خاتمی خطاب به برخی از اصلاح طلبان که در یک جلسه غیر رسمی حضور خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری را خواستار شده بودند گفته بود که دلتان برای پستهایتان تنگ شده .
ششمین دلیلم در این رابطه آن است که با شرایط کنونی که دولت نهم ویرانگریهای عجیبی را در عرصه های مختلف به خصوص اقتصاد به وجود آورده ،حضور خاتمی در دولت بعدی باعث خراب شدن شخصیت وی در بین مردم حتی اصلاح طلبان می شود.
از سویی شاید پیروزی خاتمی در انتخابات، ایران را از جنگ تمام عیار نجات دهد اما از طرف دیگر تقلب در انتخابات و پیروز نشدن او امکان دارد که باعث یک جنگ تمام عیارداخلی و حتی خارجی شود.