اول، تعادل که راه رسیدن به حق یا خدای درونی است.
“اشو راه رسیدن به حضور حق را در غالب حکایتی چنین می نگارد:
روزی عارف کبیری در خانه اش نشسته بود، پیرمردی از روستایی دور به دیدن او آمد و گفت:
ای قدیس! چه گویم که به خدا برسم و محبوب او شوم
عارف نگاهی به او کرد و گفت: خوش بگذران، با شادی ات خدا را نیایش کن
لحظاتی بعد مرد جوانی به حضور عارف رسید و گفت: “چه کنم تا به خدا برسم؟
عارف گفت: زیاد خوش گذرانی نکن
جوان تشکر کرد و رفت. یکی از شاگردانش که آن جا نشسته بود گفت: استاد بالاخره معلوم نشد که باید خوش بگذرانیم یا نه
عارف گفت: سیر و سلوک روحانی و رسیدن به حضور حق مانند بندبازی است که چوبی در دست دارد گاهی آن چوب را به طرف راست و گاهی به طرف چپ می برد تا تعادل خود را روی بند نگه دارد
آن چوب را چوب تعادل گویند
گوراناک - شاعر ژرف اندیش- در این باره می سراید
به قلب خویش بنگر
آنجا “او” سلطان تو، مسکن دارد
به “او” و نه خویش عشق بورز
همچون “او” اندیشه کن
خواست “او” را بخواه
و آن چنان که “او” فرمان می دهد، عمل کن
نفس کوچک خود را رها کن،
و در درگاه نیلوفرین او
کمال سرور را پیدا کن!ا
دوم دوست داشتن خلق و خود است
استیفن لوید می گوید
“اگر مرگ شما نزدیک بود و فقط فرصت یک تلفن کردن را داشتید، به چه کسی تلفن می کردید؟ و چه چیزی می گفتید؟”
کریستوفر مورلی” در جواب استیفن لوید می گوید
“اگر دریابیم که فقط پنج دقیقه برای بیان آنچه می خواهیم بگوییم فرصت داریم، تمام باجه های تلفن از افرادی پر می شد که می خواهند به دیگران بگویند
آنها را دوست دارند
و هریت بیچر استو با نگاهی خیس و دلی پر درد به خاطر این نگفتن ها! می سراید
تلخ ترین اشک هایی که بر سر مزار رفتگان ریخته می شود
به خاطر کلمات ناگفته و کارهای ناکرده است
با دوست داشتن خلق! اما تا زمانی که به خود عشق نورزیم، چگونه می توانیم به خدا و خلق خدا عشق بورزیم؟
از آنجا که فرمول (خود= خلق= خدا) همیشه برقرار است، پس، ابتدا باید خود را دوست داشت
ما معمولا به دلیل سر زدن اشتباهاتی، در طول زندگی از خود گله مند می باشیم و در نهایت، احساس گناه کرده و در نتیجه خود را به خاطر همین احساس دوست نداریم
روانشناسان معتقدند: “برای دوست داشتن خود باید ابتدا خویش را ببخشیم و احساس گناه را از خود دور کنیم و باور کنیم که ما به دنیا آمده ایم تا اشتباه کنیم و به خود اجازه بدهیم تا گاهی، کمی ساده دل و ناشی باشیم
“امانوئل می گوید: “ویرانگرترین، بی ثمرترین و راکدترین نیروها احساس گناه است
“احساس گناه یعنی، حذف کردن اراده خداوند در زمین
باید بدانیم که ما به دنیا آمدیم تا اشتباه کنیم، زیرا ما تعالی پیدا نخواهیم کرد، مگر آنکه اشتباه کنیم
بعد از بخشیدن اشتباهات خود قهرا اشتباهات دیگران را هم خواهیم بخشید
از چوپاني سوال کردم: در اين گله بزرگي که داريد، گوسفندان زيادي مشاهده ميگردند. اما چند رأس بز هم همراه گله هستند. به نظر ميرسد بزها سود چنداني براي شما نداشته باشند. پشم جالبي که ندارند و داراي گوشت لذيذي هم مانند گوسفند نيستند. علت همراه داشتن آنها چيست؟
پاسخ داد: گوسفند داراي دو خصوصيت است که بزها اين حالتها را ندارند. اول اينکه گوسفند هميشه سربه زير است و به اطراف خود توجهي ندارد. دوم هم اين خصوصيت است که اگر گوسفند را در يک مزرعه رها کني، شايد تا ريشهکن کردن محصول آن مزرعه به خوردن ادامه ميدهد.
اما ويژگي بز از اين لحاظ عکس گوسفند است. يعني بزها سر را بالا گرفته و به اطراف خود توجه دارند. و خصوصيت اصلي که موجب همراهي آنها ميشود آن است که، در جايي ثابت نميايستند و مرتب در حال جابجايي و تغيير مکان هستند. اين رفتار آنها باعث ميشود بقيه گله را همراه خود به اين سو و آن سو بکشانند و گله از محصول تازه استفاده نموده و به ريشه علوفه آسيب وارد نکنند.
اميد که مانند گوسفند نبوده، به اطراف توجه داشته و تغيير و تحول در زندگي را هميشه درنظر داشته داشته باشيم.
پی نوشت ۱:زیر بارون در زیر پل کریمخان نزدیک یک کتابفروشی می ایستم و چشمانم به این کتاب خیره می ماند"لطفا گوسفند نباشید"
پی نوشت۲:حرمت بارون باعث می شه که خیلی از چیزهایی که آدم فراموش کرده رو به یاد بیاره . تلنگر قطرات بارون باعث شد که با مروری بر ذهن متوجه شوم که چه چیزهای مهمی رو به یاد نمی آورم ... تصور اینکه شناسنامه ام گمشده لرزه به جانم می انداخت...یادم می افتد که امسال حتی روز تولدم رو به خاطر نداشتم...
آومدم توی این دنیای مجازی چیزی درباره این درد نسیان بنویسم که دیدم 10 روزی هم هست که از یک سالگی نوشتن توی این دنیا می گذرد ....
استراتژی یک خبرگزاری محافظه کار
مدتهاست که یک خبرگزاری اصولگرا در خصوص آمدن یا نیامدن خاتمی به یک بازی غیر اخلاقی در عرصه خبری دست زده شده است .آمدن یا نیامدن خاتمی موضوعی است که مسولان این رسانه توسل به شگردهایی که برای برخی ها ناشناخته است به آن مبادرت می کنند.
حال سوال این است که ترفندهای به کار رفته در این خصوص چیست ؟ خبرگزاری فارس در تیتر دیروز خود به صراحت از نیامدن خاتمی و قطعی شدن آمدن میرحسین موسوی خبر داده بود این در حالیست که هیچ منبع موثقی هنوز درباره این خبر اظهارنظر نکرده و حتی سایت کلمه این خبر را تکذیب کرده است .
تجارب گذشته نشان می دهد که این رسانه محافظه کار در کسب اطلاعات غالبا به روش های عجیب و غریب مبادرت می کند.
خبرسازی از خلل ارزیابی ها ،تخمین های شخصی و گمانه زنی های بی پایه و اساس مهمترین شیوه کسب خبر از سوی این خبرگزاری است که به خصوص درباره موضوع خاتمی به صورت صد در صد از این روش استفاده شده است. مبنای کار بدین صور است که تحلیلگران سیاسی این رسانه بر اساس چند پیش فرض مشخص به ارزیابی شایط محیطی و سیاسی یک فرد می پردازند و از خلال تبعات احتمالی ایجاد شده برای فرد موضوع خبر به یک نتیجه گیری اولیه و نهایی از قضایا مبادرت کرده و سپس در هر مرحله نتایج اولیه را که حاصل تراوشات ذهنی یک فرد معین و بدون منبع مشخص است در غالب یک منبع آگاه و به صورت خبر فوری بر روی خروجی سایت قرار می دهند به واقع علت استناد به منبع مطلع یا آگاه از سوی این رسانه همین دسترسی به منبع قابل قبول برای استناد کردن به آن است.بنابراین تا زمانیکه فقط یک ارزیابی یا گمان مبهم برای تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی وجود دارد بهترین شیوه برای مشروعیت بخشیدن به خبر حاصل از یک ارزیابی اتکا به یک منبع ناشناس است که ضمن گمراه کردن مخاطب به صورت کاملا حرفه ای وی را متقاعد می کند که قطعا شخصی پشت سر این خبر است که مایل به افشای نام خود نیست!
این در حالیست که این شیوه خبرنویسی بارها با تکذیب موضوع خبر روبرو شده است.
خبرتراشی از خلال ارزیابی های شخصی یا دسته جمعی را نباید به عنوان یک خبر معتبر مورد اعتنا قرار داد .بی شک رسالت حساس یک رسانه ایجاب می کند که حتی با علم تخمینی به صحت یک خبر نمی باید افکار عمومی را در معرض تشویش و ابهام قرار داد.